يکي از وظايف روابط عمومي بيدار کردن روح مسوليت اجتماعي در مردم است .
بسيار نگران کننده است که هنوز هم در جامعه ما به محض شنيدن عبارت روبط عمومي واژه هايي چون تبليغات کذب فريب ، دروغ پردازي و سرکاري گذاشتن به اذهان بسياري متبادر مي شود چه کسي در اين ميان مقصر است و چرا يک تفکر و نگرشي که ف عامل سلامتي ، پويايي ، تحرک و انعطاف پذيري و بقاي سازمان و جامعه است بايد اين گونه مورد بي مهري واقع شود ايا يک بعدي نگري و خودمحوري و جامعه ناباوري و گروه ستيزي از مظاهر فقدان بينش روابط عمومي نيست ؟ آيا مشاهده نمي شود که بسياري از شرکت ها که متولد مي شوند بر اثر نداشتن بينش روابط عمومي از کسب قدرت و اعتبار لازم در جامعه محروم مانده و در گرداب هاي کوچک و يا سهمگين تحولات اجتماعي گرفتار امده و منحني عمر خود را کوتاهتر مي کنند ، ايا روند و مسير حرکت بينش و مکاتب مديريت چه در تاريخ خودمان و چه در جوامع غربي خود دليلي بر حقانيت بينش نگرش موفق روابط عمومي نيست ، آيا سيستم تفکر تيلوري منجر به تحولات اجتماعي و رقابتي شدن بازارها ، پاسخ مناسب بدهيد ، چرا شرکت ها بلافاصله به نگرش روابط انساني روي آوردند و چرا تفکر سيستمي بلافاصله جايگزين مکتب فوق در مديريت شد و چرا تئوري اقتضايي از ميان جنگل انبوه تئوري ها سر براورد ايا اينها همه مرهون ازمون و خطاي مديران شرکت هاي بزرگ سده بيستم نبود و ايا اين انسان و روابط او هنوز هم بزرگترين معضل مديريت است ايا مديراني موفق نيستند که به بهترين نحو همکاران خودرا به سمت هدف سازماني سوق داده اند آيا بقا و استمرار حيات شرکت هاي امروزي مرهون نظر نظر سنجي ها مصاحبه ها و گفتگو با خبرگان و دانشمندان نيست ، ايا جز اين است که هر فعل و انفعالي قبل از پوشيدن لباس فيزيکي به خود در افکار تک تک مردم و سپس در افکار عمومي شکل مي گيرد ايا روابط عمومي تاکنون نتوانسته است تعريفي دقيق از افکار عمومي ارائه دهد ايا روابط عمومي از طريق پژوهش و تحقيقات اجتماعي و افکار سنجي نتوانسته است به تدوين مسير اينده حرکت سازمان کمکي بکند ؟ در جامعه ما شايد پاسخ بسياري از اين سوال ها منفي باشد که دليل آن به سه مقوله فرهنگ جامعه کارگزيني روابط عمومي باز مي رگدد . کشور هنوز هم از کارگزاران حرفه اي روابط عمومي برخودار نيست و به ندرت سازماني يافت مي شود که داراي کارشناس مجرب روابط عمومي باشد و دليل اين امر عدم پرورش کارشناس مجرب روابط عمومي باشد و دليل اين امر عدم پرورش کارشناس توسط دانشگاه ها و از طرفي عدم توجه مديران مسلط به اين حرفه به صورت تخصصي بوده است . مديران نيز هنوز تعريف و شناختي حرفه اي از روابط عمومي ندارد و بعضي فکر مي کنند که انچه در اداره هاي تخصصي سازمان جاي ندارد در روابط عمومي جاي دارد . چنين نگرشي موجب غير حرفه اي شدن اداره هاي روابط عمومي شده است و فقدان يک نگرش سيستمي و حرفه اي به روابط عمومي و فقدان کارشناس حرفه اي دو عاملي است که ضربه اساسي به ساختار روابط عمومي کشور وارد کرده است به ويژه شرايط اقتصادي انحصاري و حاکميت پدرسالارانه دولت بر همه ربوده شئونات اجتماعي فرهنگي اقتصادي حالت رقابت پويايي و تحول را از جامعه ربوده و تقدير گرايي را تقويت کرده است . حتي در عرصه مديريت سازمان ها نيز به گونه اي است که کمتر فارغ التحصيل مديريت را مي توان در مصدر مديريت يافت معلوم نيست که دانشگاه ها چرا رشته هاي مديريت را تدريس مي کنند ،مگر نه اين است که نيروي انساني بايد بر حسب نياها و خواست هاي اجتماعي تربيت شوند ، منطق حکم مي کند که هر فارغ التحصيلي در رشته تحصيلي خود فعاليت کند ه اين امر موجب بالندگي فردي و سازماني خواهد بود ولي در جامعه ما چنين نيست . کسب و کار ما در جامعه با تحقيقات و پژوهش مانوس نيست نه دانشگاهي کارخانه را مي شناسد و نه مدير کارخانه دانشگاهي را و اين دو که لازم و ملزوم هم و مکمل يکديگر هستند متاسفانه در جامعه ما از هم جدا و منفک شده اند و از حال يکديگر خبر ندارند پژوهش و تحقيق منجر به نو آوري مي شود و نو اوري منجر به حضور فعال در عرصه اجتماع و حضور مداوم موجب جلب اعتماد و اعتبار در جامعه مي شود لذا توليد بدون پژوهش و پژوهش بدون توليد هيچ کدام آينده ندارد اين است معضل بزرگ کارخانه ها و سازمان هاي ما که اميدواريم با شرايطي که پيش ايد به ويژه شرايط جهاني شدن بازارها و اقتصاد پژوهش و تولد به هم نزديکتر شوند و در شرايطي که بازار محور قرار مي گيرد و از بيرون به درون سازمان ها نگرسته شود ، روابط عمومي نيز تعريف و جايگاه سيستمي خود را خواهد يافت و از عهده اجراي اهداف خود بر خواهد آمد .
تعاريف روابط عمومي : روابط عمومي کوشش طرح شده براي نفوذ در افکار عمومي از طريق کار و عمل قابل و ارتباط دو جانبه است . فرهنگ و بستر روابط عمومي را چنين تعريف مي کند : 1- ترويج حسن رابطه و ايجاد حسن نيت بين يک شخص يا يک موسسه بازرگاني يا يک سازمان با اشخاص و گروه هاي ديگر يا با تمام مردم جامعه از طرف ديگر به وسيله توزيع تفسيري و توسعه مبادله حسن همجواري و سنجش و مطالعه در واکنش هاي عمومي . 2- الف ) درجه و ميزان تفاهم و حسن نيت يک فرد يا يک موسسه و يا يک سازمان (از يک طرف) و جامعه از طرف ديگر . ب) به کار بردن اصول و فنوني که به استقرار چنين رابطه اي منتهي شود . 3- الف )هنر يا علم ايجاد تفاهم و حسن نيت متقابل . ب ) اشخاص حرفه اي که انجام چنين کاري تعهد و مباشرت مي کنند . آگاهي و تبليغ و پروپاگاندا اجرا روابط عمومي هستند ولي مجموع اين اجرا را نمي توان روابط عمومي خواند . روابط عمومي عبارت است از رفتار خوب توام با گزارش خوب . عمل نيک که مقرون به صرفه عالي است . تفسير و تحليل يک واقعه بيشتر از خود آن واقعه نظر مردم را جلب مي کند لذا مسولان روابط عمومي بايد يک عمل را به بهترين وجه براي جامعه تفسير کنند . يکي از کارهاي روابط عمومي بيدار کردن روح مسوليت اجتماعي در مردم است . روابط عمومي مهندسي مديريت ارتباط رضايت مندانه و پايدار است . (دکتر روستا مجله روابط عمومي ) روابط عمومي مديريت مناسبات مطلوب بين سازمان و مخاطبين گوناگون مديريت اداره و يا فن و دانش اداره روابط کل يک سازمان و گروه هاي گوناگون است . روابط عمومي فرايند شناخت برنامه ريزي هدايت و کنترل فعاليت هايي است که منجر به تعادل ناشي از تعامل پايدار سيستم ها شده و بقاي سيستم را ممکن مي کند . روابط عمومي مجموعه اي از فعاليت هاي مديريتي است که موجب استمرار حسن رابطه با کارکنان و مديران دولت رقبا سهامداران نخبگان رسانه هاي گروهي و ساير افراد ي که به نوعي با سازمان همکاري دارند مي شود روابط عمومي تلاش براي بقاي سازمان و تفسير و تعبير و معنا دادن به حيات سازمان در جامعه به عنوان يک عنصر زنده ارگانيک و پويا است .
برگرفته از مجلات روابط عمومي باسم حمادي کارمند روابط عمومي
|